سيد محمد على ايازى

274

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

تبادل علمى انجام نگرفته ، شاهد افول دينِ خود بوده‌ايم و هر زمانى كه بحث و گفتگو ، مجال خود را يافته ، نام اسلام ، در قلّه‌هاى ترقّى ، جاى گرفته است . شيعه ، معتقد است كه اگر از همان اوّل ، به دستورهاى پيامبر صلى الله عليه و آله عمل مىشد و امّت اسلامى ، به ولايت و رهبرى امير مؤمنان عليه السلام تن مىدادند و دنبال قدرت‌طلبى نمىرفتند ، هم اكنون ، اسلام ، بالاترين دين در جهان بود . ايده و عقيدهء امام على عليه السلام اين بود كه : « دوستدار ترين برادران به من ، كسى است كه عيوب مرا به من هديه كند » . ايشان مىخواست كه از او سؤال كنند ، وى را نقد كنند ، و به او پيشنهاد دهند . در نظر حضرت ، نقد و نقّادى و نقدپذيرى ، ضرورى است و اين روش را وسيلهء پويايى دين مىدانست . يكى از مهم‌ترين كارها پاسخ به شبهه‌ها و اشكالات است و اين عالمان بايد افرادى زيرك و با ذوق و سليقه و با دقّت و رعايت امانت و ادب در كلام باشند و پاسخ‌هاى محكم و درست بدهند ؛ چون پاسخ‌هاى جدلى و ضعيف و سلطه‌آميز ، موجب افول تدريجى دين و فرهنگ مىشوند و جنگ و نزاع در پى خواهند داشت . يكى از اساتيد مىفرمود كه در دائرة المعارف‌هاى مستشرقان ، مطلبى خلاف واقع عليه اسلام خواندم . وقتى به آنان اعتراض كردم ، گفتند : اگر خلاف واقع بود بايد نقدى براى آن مىرسيد ؛ ولى تاكنون ما نقدى دريافت نكرده‌ايم . اين گفتگو ، نشان مىدهد كه ما بايد در برابر اشكالات ديگران فعّال باشيم و اگر پاسخ نداديم ، تلقّى به قبول مىشود . نوشتار حاضر ، در همين راستا ، مىخواهد پاسخى باشد بر اشكالات يك منتقد ، به يكى از كتاب‌هاى حديثى شيعه . البته به يكى از كتاب‌هاى اعتقادى آن يعنى « كتاب الحجّة » الكافى ، اثر ثقة الإسلام كلينى . رساله‌اى كه در مقام گزارش و تحليل و معرّفى آن هستيم ، پاسخى به اشكالات آن منتقد ، به موضوع « امامت » است . طبعاً چون